تبليغاتX
تجسم کن دگرگون کن الهام بخش

                                        ایمان

 

.

مگه نفع دنیا و ثواب آخرت فقط از همین راهه! نه ولی این هم یه راهشه!!! ولی کمی سختر.بهش گفتم: از خر شیطون بیا پایین. گفت:کجای این کار شیطونی؟ من هم دیدم راست میگه ولی این کار سخته.سخته باشه مگه نشنیدی میگن"سختیها آدم رو میسازه".تازه من اگه این کار رو انجام بدم ناخودگاه تو وجودم تصور رو در اراده ام ضرب کرده ام تا حالا به رقم این ضرب توجه کردی یا نه؟ اساتید روانشناسی موفقیت گفتن:جوابش بی نهایته!!! بی نهایت.من شنیدم که اراده هرچی باشه ده برابر میشه"امیل کوئه".آره اصلش همینه ولی تو اراده رو بالا بگیر تا به عدد من برسی. راست میگی میشه این جوری تصور کرد! پس برای " آب درمانی" میخوای از تصورت کمک بگیری؟ آره می خوام از " تلقین به خود "و "حالت آلفا " استفاده کنم. تلقین به خود یعنی چی؟  خوب ساده بهت بگم یعنی هدفت رو فقط ببینی و در راه هدفت به راحتی کوتاه نیایی. چرا؟ مگه بده که آدم از اهدافش کوتاه بیاد؟ نه بد نیست ولی هرکی بیاد یه حرفی بزنه و بره! که نمیشه اونم به قول خودشون از سر دلسوزی. میدونی دلسوزی چقدر بده! آدم رو یه جوری می کنه که دیگه نمی تونه احساس استقلال کنه! نمیتونه دیگه خواستن(اراده) رو صرف کنه. نمی تونه دیگه خوب از خلاقیت و تصورش بهره بگیره. دلسوزی حال آدم رو به هم میریزه. بهش گفتم: بجای دلسوزی بهتره چکار کنن؟ بهم گفت:باید در هر حالی بهت نیرو بدن بهت کمک کنن تا هدفت رو روشن تر ببینی. راستی شاید بهم بگی کجای هدف تو روشنه ؟ غیر از سختی خودت هم چیزی تو این آب درمانی می بینی؟ راستش رو بخوای آره اون هم دلیلش ساده است من به کتاب الکسی سوفورین ایمان دارم و اون هم دلایل محکمی ارایه میده؟ پس لازمه من هم کتاب رو بخونم. آره و یا نه اگه کتاب رو هم نخوندی یه نگاه به دور و برت بنداز می تونی اونهایی رو که بالاتر از این کارو هم انجام دادن ببینی و این خودش بالاترین و ملموس ترین دلیله! 

 

ادامه دارد....

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 14:55 توسط مصطفی| |

                                       زیبا

 

.

بعضی وقتها دل آدم ها یه جوری می گیره که فقط بغض گلو می تونه اون رو نشونه بگیره! و صدای هق هق گریه شون تا عرش اعلی میره. اون موقعه آدم ها همه چی رو، رو میکنن . گهگاهی گله می کنن و گهگاهی شُکر. لحظات خوبیه ولی به چه قیمتی به دست اومده ! شُکرشو میگم. اون موقعه دیگه وقت اتمام حجت کردنه با کی؟ با خودمون! بعضی ها اینقدر تحت تاثیر قرار می گیرن که تصمیم می گیرن نُه ماه رو روزه باشن (آقای حلت) و بعضی ها از اون هم سختر! تصمیم می گیرن که چهل روز رو فقط آب بخورن! شاید بپرسی مگه میشه؟ الا ماشاا... چه انگیزه ای می تونه به اینجا برسه! نترسید ما سراغ داریم.

 ازش پرسیدم واقعاً تصمیم داری چهل روز رو فقط آب بخوری؟ بهم گفت: این دیگه کاره دله نمیتونم کاریش بکنم! گفتم کدوم دل!! اینکه شبیه خودکشی یه. جواب داد: دلیل دارم همین دلیل می تونه من رو تا ته خط برسونه. درضمن یه کتاب هم گرفتم که تو اون آدمهایی که این روش رو امتحان کردن توضیح میدن که تو هم می تونی چهل روز رو فقط آب بخوری!!! اسمش رو هم گذاشتن" آب درمانی".بهش گفتم: دیونه اسم کتابی که این جوری هوایت کرده چیه؟ گفت:"روزه روشی نوین برای درمان بیماریها" نوشته الکسی سوفورین. گفتم: حالا این الکسی سوفورین کیه؟ گفت:یه پزشک روسیه که خودش سه بار این روش رو آزمایش کرده و به توصیه اون خیلی ها این روش رو انجام دادن. و به نتایج جالبی! هم رسیدن که اکثراً درمان بیماریهای نا علاج یا صعب العلاجه!. بهش گفتم: گوسفند نباش اینا همش تبلیغه! بهم گفت: کاری ندارم بغض گلو مو گرفته و می خوام یه کاری بکنم کارستان که هم منفعت دنیا رو داشته باشه و هم ثواب آخرت!

ادامه دارد ......

 

نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 15:44 توسط مصطفی| |

                                                                       نار ونور 

به نقل از "وبنا" : سایت استادم در دسترس نیست.

عین خبر :

وبنا - سایت نورونار www.noronar.com که سایت شخصی خانم عرفان نظر آهاری است. چند روزی است که در دسترس نمی باشد. از این رو مدیر فنی سایت در یک اطلاعیه که یک نسخه از آن به وبنا ارسال شده می نویسد: "به نام خداوند لیلی، خدمت همه همراهان گرامی و مخاطبان سایت نورونار، متاسفانه بنا به دلایل فنی، مدتی است که سایت نورونار (دات کام) قابل دسترسی نیست. به یاری خداوند امیدواریم تا 10 روز آینده مشکلات فنی برطرف شود و همچنان مطالب این سایت نوشته های خانم عرفان نظرآهاری - مورد توجه علاقه مندان قرار گیرد"


شایان ذکر است که خبر شروع به کار مجدد سایت نورونار نیز در وبنا منتشر خواهد شد.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 22:55 توسط مصطفی| |
                                                    

باز هم پربیننده ترین سریال ایرانی ها خارجی بود .

چون اونا به مردمشون اهمیت میدن!

سنتها رو به ضرب فرهنگ سازی حفظ نمی کنند!

شیطان رو به درستی تو سریالشون میارن!

حاج یونسها دنبال عبادت خودشون هستن!

پ.ن:(اگه خونه های تجملاتی از اون حذف کنیم دور از انصاف نباشه این سریال کمی خوب بود).

به دختراشون و زنانشون بیشتر از ما احترام میذارن!

به خوبهاشون مجال فیلم سازی میدن!

با نقش دادن به همه قند رو تو دل همه آب میکنن! (،بچه ،جوان، پیر، زن و مرد و...)

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 16:36 توسط مصطفی| |

این لینک رو ببینید.

زود قضاوت نکنید!

نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 15:35 توسط مصطفی| |
                                                                             

بازهم شب ، شبي سرد و تاريك ، شبي پر رمز و راز، شبي كه دستهاي نيازمند را پر توان مي كند ، شبي كه ديدبان يافتن خويشتن است، شبي پر از عشق، شبي پر از بودن، شبي پر از خطر، شبي نا آشنا، در اين شب خداوندا ترانه نيازم را پاسخ گوي. در اين شب بسياري از چيزها مي ميرند و نامه نا تمام من زندگي را سر پاراگراف بعدي خواهد نوشت. و زنده ايم، زنده بودن به قبول دعايي، زنده بودن به تمركز نگاهي، زنده بودن به ترانه نوايي، زنده بودن به عمل ثوابي، آري زنده بودن به دوست داشتن دوست، زنده بودن به محبت خدايي.

سكوت شبهاي با هم بودن، سكوت پر نياز، سكوت دم ساز، سكوت سكون، سكوت حرص خوردن، سكوت صلابت، سكوت قدرت، سكوت نگاه كردن، سكوت خوابيدن و هزاران سكوت ديگر. و هر سكوتي سكون نيست بلاخص سكوت نياز. نياز منديم ، نيازمند با او بودن، نيازمند آرامش، نيازمند خدا.هيچ كس و هيچ چيز نمي تواند سكوت نگاه كردن را به تو بياموزد. مگر در انتهايي، در نهايتي، بدست يك برادر، برادر خواب تو، مرگ! چه كلمه زيبايي، پايان يك سفر، سفر تولد تا ...، سفر اختيار تا ...، سفر انتظار تا ...، سفر عصيان تا ...، سفر غفلت تا ...، سفر امكان تا...، آري پايان سفري و آغاز بي نهايتي،بينهايت خوش بودن و بي نهايت رنج كشيدن.مرگ چه كلمه زيبايي ! پرده ها همه بر داشته مي شود، روبرويت همه كس هست و هيچ نيست. فرادايي ،تنهايي و مي فهمي كه تنهايي، نه در ازدحام خلايق بلكه تنهاي تنهايي، تنهاي تنها بدون همسفري، هر وقت مغروري اين كلمه زيبا را بخاطر بسپار، هر وقت نا اميدي، اين كلمه زيبا را به خاطر بسپار تا بداني كه تمام آرزوهايت به اين كلمه ختم مي شود.شب است و سرما، نزديك است بعض گلويت تو را خفه كند. قلم به دست مي گيري و به سه سوال پاسخ مي دهي از كجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ به كجامي روم آخر ننمايي وطنم؟شب است و سرما دوست داري بخوابي ولي نه انديشه ات يخ مي بندد و فردايش غافلي و سخت است آتش خواستني دوباره كه تو راذوب كند.

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 9:5 توسط مصطفی| |

                                                                    نگاه معصومانه 

.

زیباست اما برای درک عظمت باید به کدام سو دوید. آیا تا به حال از خود پرسیده ایم ؟خانه دوست کجاست؟من هنوز در آرزوی معصومیت های کودکانه خود سر گردانم. گه گاهی صدای منطق فریبم می دهد گه گاهی در شتاب احساس گم می شوم.به تمام معنی احساس می کنم که باید دست نیاز را به سویی دراز کنم .و با خود زمزمه می کنم که قادر مطلق کجاست؟ صدا ها مرا به هر سویی می برند و آنگاه است که می فهم که او اینجاست او همین نزدیکی است او را می توان در نگاه معصومانه کودکی جست در طروات گل رزی احساس کرد در فریاد انسان کاملی شناخت و...  

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:57 توسط مصطفی| |

                                                           شهود

.

آدم گهگاهی هم فارغ از منطق باید به دلش گوش بده! پیش اومده آدم می خواد یه کاری رو انجام بده میره با یه آدم منطقی (استدلالی) مشورت می کنه! اما این آدم می خواد با قدرت منطقش تو رو منصرف کنه تو هم می بینی منطقش حداقل تو این مورد ضعیفه! و از اون اصرار که انجامش نده! از تو هم انکار که انجامش میدم! بعد که کارتون بالا می گیره! مخصوصاً وقتی که اون آدم منطقی (پدر یا مادرتون) باشه بدون اینکه دست خودتون باشه داد میزنید "چون که دلم می خواد این کار روانجام میدم".

و بعد بدون هیچ توضیح دیگه اونجارو ترک می کنید.یا بعضی مواقع پیش میآد میگی من می خوام برم فلان جا! میگن چرا میگی "چون به دلم افتاده". و این بخاطر اینه که شهود به دو دو تا چهار تا ! نیاز نداره.

در کل آدم چه دیندارش و چه بی دینش گهگاهی به حرف دلش گوش میده و پیرو شهود میشه! اما این شهود چه جوری به دل آدم میاد. خودش میاد یا یه قدرت لایزال الهی پشتشه.من که فکر می کنم"خودی که به قدرت لایزال الهی وصله بانی این شهوده". جالبه بیشتر خلاقیتها و نبوغها کاره دله (شهوده).این دفعه می خوام برای کنترل سرنوشتم جدای از منطق به شهود و دلم هم گوش بدم. یعنی میشه منطق و شهود رو با هم جمع کرد؟ کجا به منطق و کجا به شهود نیاز دارم؟ فقط این رو می دونم که به قول مولوی

 " پای استدلالیون چوبین بود

  پای چوبین سخت بی تمکین بود"

جالبه مولوی هم این شعر هایی رو که گفته همه تو حالت سماع (یه حالت ازشهود) بوده که حالا گنگره هشتصدمین سالروز رو براش می گیرن.

 

نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 9:14 توسط مصطفی| |

زبان تخصصی: (۲-۲-۲-۲-۲-۲-۲-۲)

راهنمای مدیریت آموزشی(ابوالفضل ارجمندی)-راهنمای برنامه ریزی آموزشی و درسی (نیره سینایی)-زبان تخصصی در علوم تربیتی۳و۱(طالب زاده نوبریان)-زبان مدیریت(مشفقی)social science(مشفقی)-

روانشناسی تربیتی:(۲-۲-۲-۰-۰-۲-۲-۲)

روانشناسی پرورشی (علی سیف)


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 21:26 توسط مصطفی| |