تبليغاتX
تجسم کن دگرگون کن الهام بخش - می تونی چهل روز رو فقط آب بخوری!(قسمت نهم)

                                      noon 

 

.

کدوم کتاب مگه میشه به این کتابها باور کرد ! آره چرا نمیشه!؟یه دفعه هم که شده دلت رو بزن به دریا و باور کن ! اگه دوست نداری به این کتاب باور کنی ! به کتابهایی از این دست هر کدوم رو که می خوای باور کن . از موارد  بسیار ساده که شروع کنی می فهمی آدم نباید از تجربه بترسه! هی ! تو داری من رو به تجربه دعوت می کنی؟ مگه نمی دونی اونهایی که دنبال تجربه رفته اند به کجا رسیدن ! عزیزم نه هر تجربه ای ! من که اول گفتم این تجربه ای است که غیر از موارد مثبت چیزی برای عرضه نداره تو رو بالا می بره البته تا حدی که مغرور نشی ! چون آدم وقتی مغرور می شی ! خودشه که  داره زیر پایش رو خالی می کنه تقصیر هیچکی نیست ! فلسفه می بافی یا آب درمانی رو توضیح میدی؟! دارم به سوالات جواب می دم مگه جواب دادن به سوالات اگه فیلسوفانه باشه عیبه ؟ من که نمی خوام توجیهت کنم من می خوام روشن بشی و واضح همه چی رو ببینی تا بهتر بتونی تصمیم بگیری ! به روز پنجم رسیده بودی نه؟آره با اجازه داشتم کم کم ضعف روزهای اول تا سوم رو فراموش می کردم و مانند یه یل سیستانی ! با گرسنگی کنار می اومدم راستش رو بخوای اگه انگیزه قوی نداشته باشی از ترس هم شده کوتاه می آی و می گی گور باباش! عمرا من این نفع رو نمی خوام .فقط کافی باور کنی که می تونی ! این هارو صد دفعه گفتی بقیه ماجرا رو بگو !آخه پسر خوب اصل ماجرا همینه که دارم میگم باید به خودت تلقین کنی که می تونی هدف باید جلو چشت باشه و اون رو دور نکنی به دور و برت توجه نکنی بلاخص به اونهایی که از روی معده حرف می زنن! یعنی کسایی که خوردن براشون خیلی اهمیت داره ! و فکر می کنن آره فکر ! می کنن که با دو سه روز نخوردن معدشون خشک میشه !!!! و بهشون یه ضرر جبران ناپذیری میرسه ! ما بااین فکر ادامه دادیم حالا تا روز دهم رو داشته باشین !!! از روز پنجم تا دهم اتفاق خاصی نیفتاد شاید چند دفعه حالت تهوع پیش بیاد که برای من پیش نیومد. تا این روز هم حدود ۵/۹ کیلوگرم از وزنم رو از دست دادم که حاوی انواع مواد زائد و عفونی بوده که شرش رو از جسمت کم کرد !! احساس گرسنگی رو هم که الفاتحه که اصلا به سراغم نیومد ولی در روز یه استکان کوچیک چای و یه حبه قند و چند قطره آبلیمو جای خودش رو داره و همچنان حکم بنزین سوپر!

ادامه دارد ........  

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22:41 توسط مصطفی| |